در فیلم نجات سرباز رایان، اسپیلبرگ با تکنیک هندی‌کم لرزان، موسیقی حماسی ویلیامز و تدوین سریع، شکستهای روز D-Day در نورماندی را به یک حماسه قهرمانانه آمریکایی تبدیل می‌کند و واقعیت ناکارآمدی نظامی را پشت نقاب ایثار پنهان می‌سازد. رسانه‌های آمریکایی مانند CNN و CBS دقیقاً همین ترفند را در رویداد سقوط جنگنده F-15 بر […]

در فیلم نجات سرباز رایان، اسپیلبرگ با تکنیک هندی‌کم لرزان، موسیقی حماسی ویلیامز و تدوین سریع، شکستهای روز D-Day در نورماندی را به یک حماسه قهرمانانه آمریکایی تبدیل می‌کند و واقعیت ناکارآمدی نظامی را پشت نقاب ایثار پنهان می‌سازد.
رسانه‌های آمریکایی مانند CNN و CBS دقیقاً همین ترفند را در رویداد سقوط جنگنده F-15 بر فراز ایران به کار می‌گیرند و از یک عملیات ناکام هلی‌برن در کوههای زاگرس و اجکت خلبانان، یک داستان نجات پیروزمندانه و شجاعانه می‌سازند که حالا آن را «نجات خلبان یالان» می‌نامند.
نادیده گرفتن انهدام چند فروند هواپیما و هلیکوپتر مورد اصابت قرار گرفته در این عملیات، حربه ای رسانه‌ای، مکمل فریب رسانه‌ای آمریکا است.
این قاب‌بندی مثبت، که بر اساس مدل پروپاگاندای نوآم چامسکی است، ذهن مخاطب را با تمرکز بر جنبه‌های عاطفی، فریب می‌دهد و واقعیت تلخ شکست را، انکار می‌کند.

👌ترفندهای تبلیغاتی و روایت‌سازی:
از نمایش رسانه‌ای به مفهوم‌سازی دروغین

در گزارشهای شبانه شبکه‌های آمریکایی، جایزه‌های کلان برای مکان‌یابی خلبان را به عنوان تلاشهای قهرمانانه و فداکارانه توصیف می‌کنند و با تکرار مداوم واژه‌هایی مانند موفقیت و نجات، با تکنیک تکرار، در ذهن مخاطب تثبیت می‌کنند. مثلاً دیشب، انتشار پیام احساسی مادر یکی از خلبانان با عکس خانوادگی و التماسهای عاطفی، بار احساسی را به اوج رساند تا همدردی عمومی را برانگیزد و انتقاد از عملیات را خفه کند. ترفند کلاسیک استفاده از خانواده‌ها برای دستکاری احساسات.

مفهوم‌سازی *ایثار آمریکایی بی‌نظیر*،دقیقاً مانند دیالوگهای شعاری فیلم اسپیلبرگ، شکست نظامی را به درسی از پیروزی و برتری ابدی تبدیل می‌کند و سانسور جزئیات، ناکامی‌ها را با تصاویر جعلی یا اغراق‌آمیز، پوشش می‌دهد. هالیوود واقعی، رسانه‌های آمریکایی هستند که با این پروپاگاندا، روحیه عمومی را حفظ و واقعیت را تحریف می‌کنند.

👌هشدارهای رسانه‌ای

چک کردن منابع مستقل و متنوع راهی برای مقابله با اینگونه ترفندهاست.
از مقایسه گزارشهای غربی با دیدگاههای محلی، سانسور پنهان شناسایی خواهد شد.
عاطفی‌سازی، مخل ادراک واقعیت هاست، زیرا موسیقی حماسی، تصاویر دراماتیک یا توییتهای خانوادگی فقط ترفندی برای آماده سازی ذهن ها در قبول دروغ یا سایر انحراف در پیامهاست.
باید گفت که مقاومت در برابر تکرار اغراق‌آمیز ادعاها، مانع از تبدیل دروغ به حقیقت است و انتظار برای رویت سندهای تأییدشده، آفند رسانه ای دشمن را خنثی می کند.
با تحلیل قاب‌بندی روایت‌ها، عباراتی مانند پیروزی جزئی یا درد مادر را به عنوان پوششی بر شکست کلی بشناسید.

✍️ کریم عباسپور

  • نویسنده : آرمان همدلی