وقتی از توسعهی پایدار سخن میگوییم، اغلب به زیرساختها، اقتصاد، و فناوری اشاره میشود. اما یکی از مهمترین و گاه نادیدهگرفتهشدهترین عناصر توسعه، نقش زنان در ساختن جوامع است. زنانی که در سکوت، ستونهای آموزش، سلامت، فرهنگ و حتی اقتصاد را بر دوش میکشند، اما هنوز در بسیاری از نقاط جهان با تبعیض، محرومیت و […]
وقتی از توسعهی پایدار سخن میگوییم، اغلب به زیرساختها، اقتصاد، و فناوری اشاره میشود. اما یکی از مهمترین و گاه نادیدهگرفتهشدهترین عناصر توسعه، نقش زنان در ساختن جوامع است. زنانی که در سکوت، ستونهای آموزش، سلامت، فرهنگ و حتی اقتصاد را بر دوش میکشند، اما هنوز در بسیاری از نقاط جهان با تبعیض، محرومیت و بیعدالتی مواجهاند.
در جوامع شهری و روستایی، زنان نهتنها نقش کلیدی در تربیت نسل آینده دارند، بلکه در عرصههای مختلف اجتماعی و اقتصادی نیز فعالاند. از کارآفرینان کوچک گرفته تا معلمان، پرستاران، هنرمندان و فعالان اجتماعی، زنان سهمی عظیم در پویایی جامعه دارند. با این حال، دسترسی نابرابر به منابع، فرصتهای شغلی محدود، و موانع فرهنگی و قانونی، مانع از شکوفایی کامل ظرفیتهای آنان شده است.
آمارها نشان میدهند که افزایش مشارکت زنان در بازار کار، سیاستگذاری، و آموزش، بهطور مستقیم با رشد اقتصادی و کاهش فقر ارتباط دارد. اما توسعهی واقعی زمانی اتفاق میافتد که زنان نهتنها بهعنوان نیروی کار، بلکه بهعنوان تصمیمگیرندگان، رهبران و صاحبان اندیشه شناخته شوند.
در سالهای اخیر، جنبشهای جهانی برای حقوق زنان، صدای میلیونها نفر را به گوش جهان رساندهاند. از مبارزه با خشونت خانگی تا مطالبهی برابری دستمزد، زنان نشان دادهاند که سکوت دیگر گزینه نیست. آنها خواهان دیدهشدن، شنیدهشدن، و مشارکت واقعیاند.
توسعهی جوامع بدون حضور فعال و برابر زنان، توسعهای ناقص و ناپایدار خواهد بود. وقت آن رسیده که نهتنها در شعار، بلکه در عمل، زنان را در مرکز سیاستگذاریها و برنامهریزیهای اجتماعی قرار دهیم.
زیرا جامعهای که زنانش را نادیده بگیرد، نیمی از توان خود را از دست داده است.
- نویسنده : آرمان همدلی محمد رضا میرزایی

